در بهار زندگی رفتی سفر....تو بی خبر...در کاشانه ام جای تو خا لی ست![]()
سلام...
بالاخره بعد از یک سال این وبلاگ که مطالبش حسابی خاک خورده بود آپ شد.
از این به بعد قول می دم مرتب آپش کنم.
اونی که مدعی بود عاشقته
تو رو تو ویرونه ها تنهات گذاشت
آه...چرا نموندی؟؟؟؟
آه دلو سوزوندی
فصل ها بی وفا سال ها بی وفا هستند
امید نداشته باش به عشق و محبت
زبانی که می گوید دوستت دارم بی وفاست
روزی می آید که در دل ها گل ها پژمرده می شوند
تمام راستی ها به دروغ آمیخته می شوند
عاشقان بیهوده انتظار رفته ها را می کشند
مسافران بی وفا. راهها بی وفا هستند....![]()
![]()
اگه یه روز بگم از این حکایت که به تو کردم عادت
دلم پیشه دلت مونده تو زندونه رفاقت
اگه یه شب برسم به حقایق میشم خدای عاشق
می گم رازمو به ستاره ی دریای مغرب
اشکای یخیمو پاک کن ....درای قلبتو وا کن....
صدای قلبمو بشنو...من چه کردم با دل تو؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
مثه برگی خشک و تنها روی شاخه موندم اینجا می ترسم
توی چنگ وحشی باد برم از خاطرو از یاد بپوسم
همه ی روزای من ...قصه ی بودن من...توی آینه ی دلم مثه شب سیاه و سرده
مثه ابرا رنگ درده....
تو شتاب لحظه ها من با خودم یکه تنهام می دونم
تو سراب این افق تا سفر نهایت اینجا می مونم
همه ی روزای من ...قصه ی بودن من...توی آینه ی دلم مثه شب سیاه و سرده
مثه ابرا رنگ درده....
مثه یه غروب تنها که می شینه پشت ابرا...یه سکوت بی پناهم...
توی این بیهودگی ها لحظه ها رو می شمارم
کودکی با بازی...
جوانی با شهوت...
دوستی با صداقت...
عشق با لذت...
ازدواج با حقاقت...
پیری با حسرت...
این است بازی کودکانه طبیعت...
نامهربانان بدانند...محبت کو چکترین پاداش به عاشق است و عاشق خریدار محبت...نه گدای محبت.
آه ای قناری شکسته بال این همه سکوت قسمت تو نیست.
بوی یک سبد شکوفه می دهد فصل های آبی نگاه تو
ای همیشه بی کس ای غریب شهر درد من هم از نزاد درد توست....![]()
![]()
چند روزه دل آسمون ماه من ابریه...
آخه یکی از ستاره هاش واسه همیشه گم شده...واسه همیشه...
ماه من .ماه شب سیزده من فقط با شب مهتابی یه روز فاصله داشت که به جای رسیدن به شب مهتابی تاریکی رو در آغوش گرفت.
تاریکی...تاریکی..تاریکی![]()
![]()
خدا حافظ...
از اینجا که پر از غمه خسته شدم می خوام برم
قلبمو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم
موندن هرگز...خداحافظ...
دیگه می رم
اگه یه روز دردای دنیا بریزه تو قلب من
ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من
من میمیرم..دیگه میرم
خداحافظ دیگه رفتم
پایان ثانیه منم
هر جا که ساعت میبینم
عقربه هاشو میشکنم
حتی نشد واسه یه بار
من به یاد تو خوب کنم
خورشیدو کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم
دل می سوزه...
ازم نخواه بیشتر از این اسیر این قفس باشم
هیچی نمونده از دلم
خاکستر دو آتیشم
ریزه ریزه دل می سوزه...
خسته شدم...
دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام
بارون غصه انگاری می باره تو ترانه هام
عاشق بودم..
خسته شدم...
دیگه میرم..
گریه نکن
دل بیا بریم ...از عشق دیکه نگیم
درده عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم...